خرید بک لینک
دلم میگیرد وشب هق هق های شدیدی می کنم، چشمانم پُف کرده است و خدا لبخند را بر لبانم نشانده است...

خدایی؟ من تا تو فقط توی دلم نباشی، خودم را نمیبخشم. اگر آرامم کنی، دربرابر کاری که کردم، در درگاهت آرام نمینشینم...

تو خدای منی! وفاداری، مهربانی، عشقی...

اما من بی وفایی کردم، خیلی خیلی...

تحمّل ناراحت کردنت را ندارم... و هیچ کسی را جز تو ندارم...

حقمه اگه از شدت ناراحتی و گریه نتونم نفس بکشم خداجونم، حقمه...


برچسبها: تلخ مثل اشک, شمع روشن و شب های من, این روزهــایم
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۶ساعت 12:3 توسط الغَـریب |

برچسب: نویسنده: یونا کریمیان تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 5:13

صفحه بندی